المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٩ - مورد تعذر ضمير آوردن
همانطوريكه بعضى از ادباء گفتهاند مفعول دوّم ميخواهد، پس عامل اوّل (اظنّ) را در آن عمل داديم لذا « اخوين » مفعول دوّم براى « اظنّ » مىباشد پس باقى ماند « يظنّانى » كه بمفعول دوّم نيازمند است حال ملاحظه مىكنيم:
اگر مفعول دوّم آنرا ضمير مفرد آورده و بگوئيم:
اظنّ و يظنّانى ايّاه زيدا و عمروا اخوين، البتّه ضمير با مبتداء در اصل كه متكلّم باشد از حيث افراد مطابقت نموده ولى با مرجعش كه « اخوين » است تطابق ندارد چه آنكه مرجعش تثنيه و ضمير مفرد است و اگر آنرا بمنظور مطابقت با مرجعش تثنيه آورده و بگوئيم:
اظنّ و يظنّانى ايّاهما زيدا و عمروا اخوين، البتّه با مرجعش مطابق بوده ولى با « ياء متكلّم» كه خبر از آنست موافق نيست لذا چون بين دو محذور واقع شدهايم و تنها راه استخلاص و رهائى از آن اينستكه ضمير نياورده بلكه اسم ظاهر بياوريم لاجرم متعيّن و لازم است ضمير را ترك كرده و بجايش اسم ظاهر قرار دهيم از اينرو كلمه « اخا » را بجاى ضمير گذاشتيم.
لازم بتذكّر است كه پس از جعل اسم ظاهر بجاى ضمير البتّه مسئله ديگر از باب تنازع محسوب نميشود زيرا در چنين فرضى هردو عامل در اسم ظاهر عمل كردهاند و حال آنكه ضابطه و قاعده كلّى باب تنازع اينست كه يكى در اسم ظاهر و ديگرى در ضمير آن عمل كند.
قوله: لانّه يطلبه مفعولا ثانيا: ضمير در « لانّه » به « اظنّ » و ضمير منصوبى در « يطلبه » به اخوين راجع است.
قوله: اذ مفعوله الاوّل: ضمير مجرورى در « مفعوله » به « اظنّ » راجع است.
قوله: لانّه كما قيل يطلبه مفعولا ثانيا: ضمير در « لانّه » به « يظنّانى » و ضمير منصوبى در « يطلبه » به اخوين برمىگردد.
قوله: فاعمل فيه الاوّل: ضمير در « فيه » به اخوين راجع است.
قوله: فلو اتيت به ضميرا مفردا: ضمير در « به » به مفعول دوّم راجع است.