المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٢٤ - موارد رجحان رفع اسم مشتغل
از نظر معنا با فعل ظاهر متّحد و موافق است نه از حيث معنا از اينرو در مثال: زيدا مررت به فعل مقدّر قبل از « زيدا » جاوزت بوده كه صرفا از نظر معنا با مررت توافق دارد.
قوله: و مرجّحه: يعنى و مرجّح نصب.
قوله: و عدم التّقدير اولى منه:: ضمير در « منه » به تقدير راجع است.
قوله: و ردّ بقوله تعالى: ضمير نائب فاعلى در « ردّ » به منع بعض راجع است.
قوله: جنّات عدن يدخلونها: آيه (٢٣) از سوره رعد.
قوله: و تقديمه واجب النّصب: ضمير در « تقديمه » به مصنّف راجع است.
قوله: ثمّ مختاره: يعنى مختار النّصب كه مقصود از آن همان راجع النّصب مىباشد.
قوله: ثمّ جائزه على السّواء: ضمير در « جائزه » به نصب عود كرده و منظور از اين عبارت متساوى الامرين مىباشد.
قوله: ثمّ مرجوحه: يعنى مرجوح النّصب كه مقصود همان راجح الرّفع باشد.
قوله: كما قال: يعنى كما قال المصنّف.
قوله: من صنع ابن الحاجب: يعنى از كارى كه ابن حاجب كرده و ترتيبى كه او بيان نموده.
قوله: لانّ الباب:: يعنى باب اشتغال.
قوله: انتهى: يعنى انتهى كلام مصنّف.
قوله: و كان ينبغى الخ: شروع است در اشكال و انتقاد شارح بمصنّف.
قوله: ان يؤخّر واجب الرّفع: ضمير فاعلى در « يؤخّر » به مصنّف برمىگردد.
قوله: عنها: يعنى از تمام اقسام چهارگانه مذكور.
قوله: لما ذكر: يعنى بخاطر علّت و وجهى كه مصنّف خود ذكر كرد و آن عبارت بود از: لانّ الباب لبيان المنصوب منه.