المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤١ - اصل در فاعل و مفعول
مصنّف گويد:
و اصل و قاعده اوّلى در مفعول اينستكه منفصل باشد.
شارح گويد:
يعنى منفصل از فعل باشد زيرا مفعول فضله و زيادى است باينمعنا كه تماميّت معناى عبارت وابسته بآن نيست لذا بايد آنرا از فعل كه قوام و تماميّت معنا بآن بستگى دارد جدا آورد.
مانند: ضرب زيد عمروا (زد زيد عمرو را).
شاهد در « زيد » است كه فاعل ضرب بوده و بآن متّصل مىباشد و « عمرو » مفعول آن و منفصل ذكر شده.
متن: «٢٣٨»
|
و قد يجاء بخلاف الاصل |
و قد يجيئ المفعول قبل الفعل |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
قد: حرف بمعناى تقليل.
يجاء: فعل، مضارع، مجهول و ضمير نائب فاعلى به كلّ واحد من الفاعل و المفعول راجع است.
باء: حرف جارّه.
خلاف: مجرور به « باء » متعلّق به « يجاء » ، مضاف.
الاصل: مضاف اليه.
واو: عاطفه.
قد: حرف بمعناى تقليل.
يجيئ: فعل مضارع، معلوم، اجوف ياء و مهموز اللّام، لازم و با باء جارّه متعدّى ميشود.