المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨٩ - تعليق و موارد آن
و نيز همچون قول اعرابى:
|
قالت و كنت رجلا فطينا |
هذا لعمر اللّه اسرائينا |
يعنى: در حاليكه من مرد زيرك و هوشيارى بودم آن زن گفت:
بخدا قسم اين سوسمار از جمله مسخشدههاى بنى اسرائيل است.
شاهد در « قالت » است كه همچون « ظن » عمل كرده و دو مفعول يعنى « هذا » و « اسرائينا » گرفته است.
و نيز مانند:
اعجبنى قولك زيدا منطلقا (بتعجّب آورد مرا گفتار تو كه گفتى زيد رهاكننده است).
شاهد در « قولك » است كه مانند ظنّ عمل كرده و زيد مفعول اوّلش بوده و « منطلقا » مفعول دوّم آن مىباشد.
و همچنين مانند:
و انت قائل بشرا كريما (تو مىگوئى كه بشر كريم است).
شاهد در « قائل » بوده كه دو مفعول گرفته است اوّلى « بشرا » و دوّمى « كريما ».
قوله: و انصب به مفعولين: ضمير در « به » به « القول » راجع است.
قوله: و لكن لا مطلقا: يعنى نه بدون شرط.
قوله: بل ان كان مضارعا: ضمير در « كان » به « القول » عود مىكند.
قوله: بفتح الهاء: يعنى هاء در كلمه « مستفهما ».
قوله: و ان لم ينفصل عنه: ضمير در « لم ينفصل» به « القول » و در « عنه » به مستفهما به عود مىكند.
قوله: فان انفصل عنه: ضمير در « انفصل » به « القول » و در « عنه » به مستفهما به راجع است.
قوله: فينصب به المفعولان: ضمير در « به » به « القول » عود مىكند.