المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢٤ - وجه عمل لاء نفى جنس
شارح گويد:
ثبوت عمل « انّ » براى « لاء » بخاطر آنستكه « لاء » را بر « انّ » حمل مىكنيم لذا عمليكه « انّ » دارد به « لاء » مىدهيم، و وجه حمل « لاء » بر « انّ » اينستكه هردو براى تأكيد مىآيند با اينفرق كه « انّ » براى تأكيد اثبات و « لاء » بمنظور تأكيد نفى مىآيد.
مصنّف مىگويد:
عمل انّ براى « لاء » در نكرات ثابت است چه مفرد بوده و چه مكرّر باشند.
شارح گويد:
يعنى كلمه « لاء » فقط در نكره عمل كرده و صرفا اين اسماء را نصب مىدهد مشروط باينكه بين « لاء » و اسمش كه نكره است فاصلهاى نبوده بلكه با يكديگر متّصل باشند و همانطوريكه مصنّف گفته ديگر فرقى نيست بين اينكه نكره مزبور مكرّر شده يا مكرّر نشده باشد چنانچه عنقريب شرح آن مىآيد.
بنابراين « لاء نفى جنس» در اسم معرفه و نيز نكرهاى كه منفصل از « لاء » است بالاجماع عمل نمىكند چنانچه مصنّف باين نكته در كتاب تسهيل متذكّر شده است.
قوله: اختصّت بالاسم: ضمير در « اختصّت » به لاء عود مىكند.
قوله: و لم تعمل جرّا: ضمير در « لم تعمل» به لاء عود مىكند.
قوله: لئلّا يتوهّم انّه بمن المقدّرة: ضمى در « انّه » به جرّ راجع است.
قوله: لظهورها فى قوله: ضمير در « ظهورها » به من عود مىكند.
قوله: لئلّا يتوهّم انّه بالابتداء: ضمير در « انّه » به رفع راجع است.
قوله: حملا لها عليها: ضمير در « لها » به « لاء » و در « عليها » به انّ راجع است.