المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥١ - فصل در بيان مراتب مفاعيل و متعلقات آن
مفعول دوّم محسوب شود.
و نيز مانند محصور قرار گرفتن مفعول دوّم يعنى بعد از « الّا » واقع شدن چه آنكه در اينفرض نيز مفعول اوّل كه مقدّم آورده شده در معنا فاعل مىباشد مانند:
ما اعطيت زيدا الّا درهما (به زيد اعطاء نكردم مگر در هم را).
شاهد در « درهما » است كه مفعول دوّم بوده و بعد از « الّا » آمده از اينرو تقديم مفعول اوّل يعنى « زيد » برآنكه در معنا فاعل مىباشد واجب است.
و همچنين اگر مفعول دوّم اسم ظاهر بوده و اوّلى ضمير باشد تقديم مفعول اوّل بردوّم لازم است مانند:
اعطيتك درهما (اعطاء كردم بتو در هم را).
در اينمثال تقديم « كاف » كه مفعول اوّل است بردر هم يعنى مفعول دوّم واجب و لازمست.
پس از آن مصنّف گويد:
و ترك اين اصل بطور حتم و قطع گاهى ديده شده:
شارح گويد:
و آن در جائى است كه موجب و سببى براى ترك در بين باشد مثل اينكه مفعول اوّل محصور باشد همچون:
ما اعطيت الدّرهم الّا زيدا (درهم را اعطاء نكردم مگر به زيد).
شاهد در « زيدا » است كه مفعول اوّل بوده و محصور واقع شده لذا تأخيرش از مفعول دوّم كه « الدّرهم » است لازم مىباشد.
يا مفعول اوّل اسم ظاهر و دوّمى ضمير باشد مانند:
الدّرهم اعطيته زيدا (درهم را به زيد اعطاء كردم).
يا به مفعول اوّل ضميرى متّصل بوده كه به دوّمى عود كند چنانچه شرحش قبلا گذشت.
قوله: مفعولا ليس كذلك: مفعولا، مفعول است براى « سبق » و « ليس