المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣٢ - تتمه كلام در علامت لازم و متعدى
هائى كه به غير مصدر فعل عود مىكند بآن متّصل شود مانند: عمل چه آنكه صحيح است بگوئى:
الخير عملته (كار خير را انجام دادم).
شاهد در « عمل » است كه به ضميرى متّصل شده كه مرجع آن « الخير » است و آن مصدر اينفعل (عمل) نميباشد، بنابراين مصنّف باين قيد احتراز جست از هائى كه بمصدر فعل راجع است زيرا اين هاء هم بفعل لازم متّصل شده مانند: قمته كه ضمير به « القيام » راجع بوده كه آن مصدر است براى « قمته » و هم بفعل متعدّى مثل: ضربته زيدا كه ضمير به « الضرب » عود كرده و آن مصدر است براى « ضربته ».
تتمّه كلام در علامت لازم و متعدّى
شارح گويد:
و از جمله علائم فعل متعدّى آنست كه صلاحيّت دارد از آن اسم مفعول تامّ ساخته شود مانند: مقت (غضب كرد) كه اسم مفعولش ممقوت مىباشد.
مصنّف در شرح كافيه آورده:
مقصود از « تمام » مستغنى بودن از حرف جرّ مىباشد لذا اگر از فعلى اسم مفعولى كه محتاج به حرف جرّ است بسازيم آن فعل متعدّى نبوده بلكه لازمش مىنامند مثل: غضبت على عمرو (برعمرو غضب نمودم) كه اسم مفعولش مغضوب عليه مىباشد.
قوله: فتصل به هاء تعود على غير مصدره: ضمير در « به » به فعل متعدّى راجع است.
قوله: و احترز بها: ضمير در « بها » به هاء غير مصدر عود مىكند.
قوله: فانّها توصل بالمتعدّى: ضمير در « فانّها » به هاء مصدر عود مىكند.