المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٢ - علامت فعل مجهول
اگر حرف بعد از « تاء » مطاوعه را همچون حرف اوّل مضموم نكنيم با فعل مضارع معلوم اشتباه مىشود مثلا در « تعلّم » اگر « تعلّم » بگوئيم با فعل مضارع معلوم باب تفعيل اشتباه مىشود چنانچه اگر تدحرج را تدحرج بخوانيم با فعل مضارع از باب فعلل اشتباه مىشود.
سپس شارح گويد:
و همچنين است حرف دوّمى كه پهلوى شبيه تاء مطاوعه قرار گيرد يعنى آنرا نيز مضموم بنما مانند:
تكبّر و تخيّر.
شاهد در « كاف » و « خاء » است كه پهلوى تائى قرار گرفتهاند كه براى مطاوعه نبوده بلكه شباهت بآن داشته لذا به تبعيّت از آن مضموم شدهاند.
قوله: اذا بنى لما يسمّ فاعله: ضمير نائب فاعلى در « بنى » به فعل مضارع راجع است.
قوله: بعد تاء المطاوعه: يعنى تاء در ابوابى كه بمعناى مطاوعه مىآيند مانند باب تفعّل و تفاعل و تفعلل.
قوله: فضمّه: ضمير مفعولى به الحرف الثّانى راجع است.
قوله: فى ذلك: يعنى در وجوب ضمّه دادن حرف دوّم.
قوله: لانّه لو لم يضمّ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ما اشبه تاء المطاوعه: يعنى تاء در ابواب مذكور كه بمعنائى غير از معناى مطاوعه آمده باشند.
متن: «٢٤٦»
|
و ثالث الّذى بهمز الوصل |
كالاوّل جعلنّه كاستحلى |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.