المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٤٩ - موارد وجوب تأخير مفعول از فاعل
قيس بن ملوّح يعنى مجنون استشهاد جسته:
|
تزودت من ليلى بتكليم ساعة |
فما زاد الّا ضعف ما بى كلامها |
يعنى: بهره و توشه گرفتم از ليلى بواسطه يك ساعت سخن گفتنش، پس زياد نكرد سخن گفتن او مگر ضعف و عشقى را كه در من بود.
شاهد در « الّا ضعف» است كه مفعول بوده و فاعل « كلامها » است و با اينكه مفعول محصور قرار گرفته معذلك برفاعل مقدّم گرديده است.
و نيز مانند قول شاعر:
|
ما عاب الّا لئيم فعل ذي كرم |
و لا جفا قطّ جبّاء الّا بطلا |
يعنى: عيب نگرفته است از فعل و عمل صاحب بخشش مگر شخص پستفطرت و هرگز جفاء نكرده است به شخص شجاع مگر كسيكه صاحب ترس و جبن باشد.
شاهد در « الّا لئيم» است كه فاعل بوده و با اينكه بعد از « الّا » قرار گرفته برمفعول يعنى « فعل ذى كرم» مقدّم شده است.
سپس شارح گويد:
و ابن انبارى نيز با كسائى موافقت كرده مشروط باينكه محصور فاعل نباشد يعنى وى گفته:
اگر محصور به الّا مفعول باشد گاهى ممكنست برفاعل مقدّم گردد.
ولى جمهور از ادباء تقديم محصور را بطور مطلق، ممنوع دانستهاند چه فاعل بوده و چه مفعول باشد.
لازم بتذكّر است آنچه گفتيم در محصور به « الّا » بود چنانچه قبلا اشاره شد امّا محصور به انّما بايد بگوئيم قصد حصريت هرگز در آن ظاهر و معلوم نمىگردد مگر باينكه مؤخّر بيايد.
قوله: سواء كان فاعلا او مفعولا: ضمير در « كان » به محصور راجع است.
قوله: بان كان محصورا بالّا: ضمير در « كان » به محصور عود مىكند.
قوله: و هذا ما ذهب اليه الكسائى: مشار اليه « هذا » سبقت گرفتن محصور