المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٨ - موارد اطراد و شيوع زائد واقع شدن كان
ما كان اصحّ علم من تقدّما.
( چهقدر صحيح و پاكيزه است دانش گذشتگان».
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « ما » و « اصح ».
ب: بن موصول و صله مانند:
جاء الّذى كان اكرمته (كسيكه اكرامش كردم آمد).
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « الّذى » و « اكرمته ».
ج: بين صفت و موصوف مثل:
جائنى رجل كان كريم (مردى كه باكرم هست نزد من آمد).
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « رجل » كه موصوف بوده و « كريم » كه صفتش مىباشد.
د: بين فعل و مرفوعش همچون:
لم يوجد كان مثلك (مانند تو يافت نميشود).
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « لم يوجد» كه فعل مجهول بوده و « مثلك » كه نائب فاعل آن مىباشد.
ه: بين مبتداء و خبر چنانچه گوئى:
زيد كان قائم (زيد ايستاده است).
شاهد در زائد بودن « كان » است بين « زيد » كه مبتداء بوده و خبرش كه « قائم » مىباشد.
لازم بتذكّر است كه زيادت « كان » بين جارّ و مجرور شاذ و غير مطّرد مىباشد مانند آنچه در قول شاعر آمده.
|
جياد بني ابى بكر تسامى |
على كان المسوّمة العراب |
يعنى: اسبهاى پسران ابى بكر براسبان عربى داغدار تفوّق و برجستگى دارند.
شاهد در زائد بودن « كان » است بين جارّ يعنى (على) و مجرور كه « المسوّمة » باشد.