المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٦٠ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
مثال موردى كه قرينه حاليّه باشد همچون قول شما كه بشخص مسافر مىگوئيد:
راشدا مهدّيا كه تقدير آن: سافر راشدا مهدّيا (مسافرت نما در حاليكه با رشد و هدايت هستى) مىباشد.
پس عامل حال كه « سافر » بوده بقرينه حال مسافرت محذوف مىباشد.
و مثال موردى كه قرينه مقاليّه باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
بلى قادرين كه تقدير آن: بلى نجمعها قادرين (بلى ما استخوانها را جمع مىكنيم در حاليكه برآن قادر مىباشيم) مىباشد، پس عامل حال كه « نجمعها » بوده بقرينه لفظ « نجمع » كه در قبل از اين آيه آمده حذف شده است.
پس از آن مصنّف گويد:
و پارهاى از آنچه حذف مىشود ذكرشان ممنوع مىباشد.
شارح گويد:
مقصود اينستكه برخى از عوامل در حال كه حذف مىشوند، اين حذف در آنها واجب و لازم است حتّى ذكر آنها ممنوع و غير جايز مىباشد مانند:
١- عامل در حاليكه مؤكّد جمله بوده نظير: زيد ابوك عطوفا.
كه در اصل: زيد ابوك يكون عطوفا بوده.
٢- عامل در حاليكه از خبر نيابت كرده باشد مثل: ضربى زيدا قائما.
كه در اصل: ضربى زيدا حاصل اذا كان قائما بوده و مثال ايندو قبلا گذشت.
٣- عامل در حاليكه بمنظور توبيخ ذكر شده است مانند:
اقاعدا و قد قام النّاس (آيا در حال نشسته هستى در حاليكه مردم ايستادهاند).