المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤٠ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
ان ظهر المعنى ردّ كلّ واحد الى ما يليق به و الّا، جعل الاوّل للثّانى و الثّانى للاوّل.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
و: و مثال (زيد مفردا انفع من عمرو معانا) جائز بوده و هرگز ضعيف نمىباشد.
شارح گويد:
مقصود اينستكه:
تقديم حال برعاملش زمانيكه اسم تفضيل بوده و بواسطه آن وجود در حالى را بروجود در حال ديگر تفضيل و ترجيح داده باشند جايز بوده و ابدا ضعفى در آن نيست مانند دو مثال ذيل:
١- زيد مفردا انفع من عمرو معانا (زيد در حال تنهائى نافعتر است از عمرو در حاليكه يار و مددكار داشته باشد).
در اينمثال چون وجود زيد در حال تنهائى را بروجود عمرو در حال داشتن معين و مددكار تفضيل و ترجيح دادهايم لاجرم تقديم حال « مفردا » برعاملش كه افعل تفضيل بوده يعنى « انفع » جايز مىباشد.
٢- هذا بسرا اطيب منه رطبا (اين ميوه در حاليكه بسر باشد پاكيزهتر و مطبوعتر است از آن در حاليكه رطب باشد).
در اينمثال چون وجود « هذا » در حال بسر بردن را بروجودش در حال رطب بودن تفضيل و ترجيح دادهايم از اينرو تقديم حال « بسرا » و « رطبا » برعاملشان كه افعل تفضيل بوده يعنى « اطيب » و جايز بوده بدون اينكه ضعفى داشته باشد.
سپس مصنّف گويد:
ز: و گاهى حال متعدّد است ولى ذو الحالش مفرد مىباشد.