تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
و از سوى چهارم، اين كار تو كارى است كه سرانجامش، قرار گرفتن زير چتر ولايت شيطان است.
***
نكتهها:
١- راه نفوذ در ديگران
كيفيت گفتگوى ابراهيم عليه السلام با آزر كه طبق روايات، مردى بتپرست، بتتراش و بتفروش بوده و يك عامل بزرگ فساد در محيط محسوب مىشده، به ما نشان مىدهد: براى نفوذ در افراد منحرف، قبل از توسل به خشونت، بايد از طريق منطق، منطقى آميخته با احترام، محبت، دلسوزى و در عين حال، توأم با قاطعيت استفاده كرد؛ چرا كه گروه زيادى از اين طريق، تسليم حق خواهند شد، هر چند عدهاى در برابر اين روش باز هم مقاومت نشان مىدهند كه البته حساب آنها جدا است و بايد برخورد ديگرى با آنها داشت.
***
٢- دليل پيروى از عالم
در آيات فوق خوانديم ابراهيم عليه السلام، آزر را به پيروى از خود دعوت مىكند با اين كه قاعدتاً عمويش از نظر سن از او بسيار بزرگتر بوده و در آن جامعه سرشناستر، و دليل آن را اين ذكر مىكند: «من علومى دارم كه نزد تو نيست» (قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ).
اين يك قانون كلّى است درباره همه، كه در آنچه آگاه نيستند از آنها كه آگاهند پيروى كنند، و اين در واقع برنامه رجوع به متخصصان هر فن و از جمله مسأله تقليد از مجتهد را در فروع احكام اسلامى مشخص مىسازد.
البته بحث ابراهيم عليه السلام در مسائل مربوط به فروع دين نبود، بلكه از