تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤
شروع به حركت كرد» «فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى».
«تَسْعى» از ماده «سعى» به معنى راه رفتن سريع است كه به مرحله دويدن نرسد.
***
در اينجا به موسى «فرمود: آن را بگير، و نترس، ما آن را به همان صورت نخستين باز مىگردانيم»! «قالَ خُذْها وَ لاتَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْا ولى». «١»
در آيه ٣١ سوره «قصص» مىخوانيم: وَلّى مُدْبِراً وَ لَمْيُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لاتَخَفْ: «موسى با مشاهده آن مار عظيم، ترسيد و فرار كرد، خداوند بار ديگر فرمود: اى موسى بازگرد و نترس».
گر چه مسأله ترس موسى عليه السلام در اينجا براى جمعى از مفسران سؤالانگيز شده است كه: اين حالت، با شجاعتى كه در موسى سراغ داريم و عملًا در طول عمر خود به هنگام مبارزه با فرعونيان به ثبوت رسانيد، به علاوه از شرائط كلّى انبياء است، چگونه سازگار است؟
ولى با توجه به يك نكته پاسخ آن روشن مىشود؛ و آن اين كه: طبيعى هر انسانى است- هر قدر هم شجاع و نترس باشد- كه اگر ببيند قطعه چوبى ناگهان تبديل به مار عظيمى شد و سريعاً به حركت آمد، موقتاً متوحش شود و خود را كنار كشد، مگر آن كه در برابر او اين صحنه بارها تكرار گردد، اين عكسالعمل طبيعى هيچ گونه ايرادى بر موسى عليه السلام نخواهد بود و با آيه ٣٩ «احزاب» كه مىگويد: أَلَّذِيْنَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لايَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ:
«كسانى كه ابلاغ رسالتهاى الهى مىكنند و از او مىترسند، و از هيچ كس