تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١
١٧ وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى
١٨ قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى
١٩ قالَ أَلْقِها يا مُوسى
٢٠ فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
٢١ قالَ خُذْها وَ لاتَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْا ولى
٢٢ وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى
٢٣ لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى
ترجمه:
١٧- و آن چيست در دست راست تو، اى موسى»؟!
١٨- گفت: «اين عصاى من است؛ بر آن تكيه مىكنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرو مىريزم؛ و مرا با آن كارها و نيازهاى ديگرى است.
١٩- گفت: «اى موسى! آن را بيفكن».
٢٠- پس موسى آن (عصا) را افكند، كه ناگهان اژدهائى شد كه به هر سو مىشتافت.
٢١- گفت: «آن را بگير و نترس، ما آن را به صورت اولش باز مىگردانيم.
٢٢- و دستت را به گريبانت ببر، تا سفيد و بىعيب بيرون آيد؛ اين نشانه ديگرى (از سوى خداوند) است.
٢٣- تا از نشانههاى بزرگ خويش به تو نشان دهيم.