تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥
خودش در درون دل احساس ترس نكرد، بلكه از آن ترسيد كه جاهلان غلبه كنند و دولتهاى ضلال، پيروز شوند». «١»
با آنچه گفته شد، ضرورتى براى پاسخهاى ديگرى كه در زمينه ترس موسى عليه السلام ذكر كردهاند نمىبينيم.
***
به هر حال، در اين موقع، نصرت و يارى الهى به سراغ موسى عليه السلام آمد و فرمان وحى وظيفه او را مشخص كرد، قرآن مىگويد: «به او گفتيم: ترس به خود راه مده، تو مسلماً برترى»! «قُلْنا لاتَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْا عْلى».
اين جمله، با قاطعيت تمام، موسى عليه السلام را در پيروزيش دلگرم مىسازد (كلمه «إِنَّ» و تكرار «ضمير» هر يك تأكيد مستقلى است بر اين معنى، و همچنين اسميه بودن اين جمله) و به اين گونه موسى، قوت قلبش را كه لحظات كوتاهى متزلزل شده بود، باز يافت.
***
مجدداً به او خطاب شد: «آنچه را در دست راست دارى بيفكن تمام آنچه را كه آنها ساختهاند مىبلعد»! «وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا».
«چرا كه كار آنها تنها مكر ساحر است» «إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ».
«و ساحر هر كجا برود، پيروز نخواهد شد» «وَ لايُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى».
«تَلْقَف» از ماده «لقف» (بر وزن وقف) به معنى بلعيدن است ولى «راغب» در «مفردات» مىگويد: اين كلمه در اصل، به معنى برگرفتن چيزى است با مهارت، خواه به وسيله دهان بوده باشد يا با دست، و بعضى از ارباب لغت آن را