تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
و گاه درباره انسانها مىفرمايد: حَتّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِيْنَ سَنَةٍ ...: «هنگامى كه انسان به حد بلوغ كامل عقل به چهل سال رسيد ...».
بنابراين، همان گونه كه ممكن است خداوند حكمت را به انسانى در كودكى بدهد در قدرت او است كه آن را در چهل سال بدهد. «١»
ضمناً، اين آيه پاسخ دندانشكنى است براى خردهگيرانى كه مىگويند:
على عليه السلام نخستين كسى نبود كه از ميان مردان به پيامبر صلى الله عليه و آله ايمان آورد؛ چرا كه در آن روز كودكى ده ساله بود و ايمان كودك ده ساله پذيرفته نيست.
ذكر اين نكته نيز در اينجا بىمناسبت نيست كه در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليهما السلام مىخوانيم: جمعى از كودكان در زمان كودكى آن حضرت به سراغش آمده گفتند:
إِذْهَبْ بِنا نَلْعَبُ: «بيا برويم و با هم بازى كنيم»!
او در جواب فرمود: ما لِلَّعْبِ خُلِقْنا: «ما براى بازى كردن آفريده نشدهايم».
اينجا است كه خداوند درباره او فرمود: «وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً». «٢»
البته، بايد توجه داشت، منظور از: «لعب» در اينجا سرگرمىهاى بيهوده و به تعبير ديگر بيهودهگرائى است، اما گاه مىشود لعب و بازى هدفى را تعقيب مىكند هدفى منطقى و عقلانى، مسلماً اين گونه بازىها از اين حكم مستثنى است.
***
٤- شهادت «يحيى»
نه تنها تولد «يحيى» شگفتانگيز بود، مرگ او هم از پارهاى جهات عجيب