تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩
استقامت» حسين و ياران جانبازش. «١»
البته، همان گونه كه گفتهايم: آيات قرآن، تاب معانى مختلفى را دارد و گاه مفاهيمى را از گذشته و آينده بيان مىكند كه، در عين تنوع منافاتى هم با هم ندارند در حالى كه اگر معنى را منحصر به يك تفسير كنيم ممكن است از نظر وضع نزول آيه و زمان آن گرفتار اشكالاتى بشويم.
***
بعد از ذكر حروف مقطعه، نخستين سخن از داستان زكريا عليه السلام شروع مىشود و مىفرمايد: «اين يادى است از رحمت پروردگار تو، نسبت به بندهاش زكريا» «ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا». «٢»
***
در آن هنگام كه از نداشتن فرزندى، سخت ناراحت و غمناك بود، رو به درگاه خدا آورد «آنگاه در خلوتگاه و آنجا كه صدايش را ديگرى نمىشنيد، پروردگارش را خواند» «إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيّاً».
***
«گفت: پروردگارا! استخوانهاى من كه ستون پيكر من و محكمترين اعضاى تن من است سستى گرفته» «قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي».
«و شعلههاى پيرى تمام موهاى سر مرا فرا گرفته است» «وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً».
تشبيه آثار پيرى به شعلهاى كه تمام سر را فرا مىگيرد، تشبيه جالبى است زيرا از يكسو، خاصيت شعله آتش اين است كه زود گسترده مىشود و هر چه