تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٩
فريادشان بلند مىشود «اى واى بر ما، ما از اين صحنه در غفلت بوديم» «يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا».
و چون نمىتوانند با اين عذر، گناه خويش را بپوشانند و خود را تبرئه كنند با صراحت مىگويند: «نه، ما ظالم و ستمگر بوديم»! «بَلْ كُنَّا ظالِمِين».
اصولًا چگونه ممكن است با وجود اين همه پيامبران الهى و كتب آسمانى و اين همه حوادث تكان دهنده، و همچنين درسهاى عبرتى كه روزگار به آنها مىدهد در غفلت باشند، آنچه از آنها سر زده، تقصير است و ظلم بر خويشتن و ديگران.
***
معنى چند لغت:
«حَدَب» (بر وزن ادب) به معنى بلندىهائى است كه ميان پستىها قرار گرفته و گاهى به برآمدگى پشت انسان نيز حدب گفته مىشود.
«يَنْسِلُون» از ماده «نسول» (بر وزن فضول) به معنى خروج با سرعت است.
اين كه در مورد يأجوج و مأجوج مىگويد: آنها از هر بلندى به سرعت مىگذرند و خارج مىشوند، اشاره به نفوذ فوق العاده آنها در كره زمين است.
«شاخِصَه» از ماده «شخوص» (بر وزن خلوص) در اصل، به معنى خارج شدن از منزل، يا خارج شدن از شهرى به شهر ديگر است، و از آنجا كه به هنگام تعجب و خيره شدن چشم، گوئى مىخواهد چشم انسان بيرون بيايد، به اين حالت نيز، شخوص گفته شده است، اين حالتى است كه در محشر به گنهكاران دست مىدهد، آن چنان خيره مىشوند كه گوئى چشمهايشان مىخواهد از حدقه بيرون بيايد.
***