تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢
مىشوند» «وَ لا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ». «١»
آيه بعد، اشاره به يكى از علل مهم سركشى و طغيان افراد بىايمان كرده مىگويد: «ما به اين گروه و پدرانشان انواع نعمتها بخشيديم تا آنجا كه عمرهاى طولانى پيدا كردند» «بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ».
اما به جاى اين كه اين عمر طولانى و نعمت فراوان، حسّ شكرگزارى را در آنها تحريك كرده، و سر بر آستان عبوديت حق بگذارند مايه غرور و طغيانشان شد.
ولى آيا آنها نمىبينند كه اين جهان و نعمتهايش پايدار نيست؟ «آيا نمىبينند كه ما مرتباً از زمين و مردم زمين مىكاهيم»؟! «أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْا رْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها».
اقوام و قبائل يكى بعد از ديگرى مىآيند و مىروند، افراد كوچك و بزرگ هيچ يك عمر جاويدان ندارند، و همه، سر به نقاب فنا فرو مىبرند، اقوامى كه از آنها قوىتر، نيرومندتر و سركشتر بودند همگى سر به تيره خاك كشيدند و حتى دانشمندان، بزرگان و علما كه قوام زمين به آنها بود، چشم از جهان فرو بستند!
«آيا با اين حال آنها غالباند يا ما غالبيم»؟! «أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ».
در اين كه منظور از جمله: أَنَّا نَأْتِي الْا رْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها: «ما به سراغ زمين مىآئيم و مرتباً از اطراف آن مىكاهيم» چيست؟ مفسران بحثهاى