تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
آنچنان كه طبق بعضى از روايات، به يكديگر گفتند: مسخره و استهزاء او، از انحرافش از جاده عفت، بر ما سختتر و سنگينتر است!.
ولى اين حالت چندان به طول نيانجاميد؛ چرا كه آن كودك نوزاد زبان به سخن گشوده «گفت: من بنده خدايم» «قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ».
«او كتاب آسمانى به من مرحمت كرده» «آتانِيَ الْكِتابَ».
«و مرا پيامبر قرار داده است» «وَ جَعَلَنِي نَبِيّاً».
***
«و خداوند مرا وجودى پر بركت (وجودى مفيد از هر نظر براى بندگان) در هر جا باشم قرار داده است» «وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ».
«و مرا تا زندهام، توصيه به نماز و زكات كرده است» «وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيّاً».
***
و نيز «مرا نيكوكار، قدردان و خيرخواه، نسبت به مادرم قرار داده است» «وَ بَرّاً بِوالِدَتِي». «١»
«و مرا جبار و شقى قرار نداده است» «وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيّاً».
«جَبَّار» به كسى مىگويند كه: براى خود، هر گونه حقوقى بر مردم قائل است، ولى هيچ حقى براى كسى نسبت به خود قائل نيست!
و نيز «جبّار» به كسى مىگويند كه: از روى خشم و غضب، افراد را مىزند و نابود مىكند و پيرو فرمان عقل نيست، و يا مىخواهد نقص و كمبود خود را با ادعاى عظمت و تكبر، برطرف سازد كه همه اينها از صفات بارز طاغوتيان