تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧
تعبير به «صورتها» و «پشتها» در آيه فوق، اشاره به اين است كه آتش دوزخ چنان نيست كه از يكسو آنها را احاطه كند، هم قسمت پيش روى آنها در آتش است و هم پشتها، گوئى در وسط آتش غرق و دفن مىشوند!
و جمله «وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ» اشاره به اين است: اين بتهائى را كه گمان مىبرند شفيعان و ياوران آنها خواهند بود هيچ كارى از آنها ساخته نيست.
***
و جالب اين كه: «اين مجازات الهى و آتش سوزان به صورت ناگهانى به سراغ آنها مىآيد آن چنان كه مبهوتشان مىكند»! «بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ».
«و آن چنان غافلگير و مقهورشان مىسازد كه قدرت بر دفع آن را ندارند» «فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّها».
حتى اگر تقاضاى مهلت كنند و بر خلاف آنچه تا آن وقت عجله مىكردند درخواست تأخير نمايند «به آنها مهلت داده نمىشود» «وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ».
***
نكتهها:
١- با توجه به آيات فوق اين سؤال پيش مىآيد: اگر انسان طبيعتاً عجول است، پس چرا به دنبال آن نهى از عجله مىكند، و مىگويد: «فَلْا تَسْتَعْجِلُونِ» آيا اين دو با هم متضاد نيست؟
در پاسخ مىگوئيم: با توجه به اصل اختيار و آزادى اراده انسان، و قابل تغيير بودن صفات، روحيات و ويژگىهاى اخلاقى، هيچ گونه تضادى در كار نيست؛ چرا كه با تربيت و تزكيه نفس، مىتوان اين حالت را دگرگون ساخت.
٢- جمله: بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ: «عذاب الهى به طور ناگهانى به سراغ آنها مىآيد آن چنان كه مبهوتشان مىكند» ممكن است اشاره به اين باشد كه