تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨
٦- به خاطر همين معرفت و آگاهى است كه «آنها تنها از او مىترسند» و تنها خشيت او را به دل راه مىدهند «وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ».
آنها از اين نمىترسند كه گناهى انجام داده باشند، بلكه از كوتاهى در عبادت يا ترك اولى بيمناكند.
جالب اين كه: «خشيت» از نظر ريشه لغت، به معنى هر گونه ترس نيست، بلكه ترسى است توأم با تعظيم و احترام.
«مُشْفِق» از ماده «اشفاق» به معنى توجهى است كه آميخته با ترس باشد (چون در اصل از ماده «شفق» گرفته شده كه روشنى آميخته با تاريكى است).
بنابراين، ترس آنها از خداوند، همچون ترس انسان از يك حادثه وحشتناك نيست، و همچنين «اشفاق» آنها همچون بيم انسان از يك موجود خطرناك نمىباشد، بلكه ترس و اشفاقشان آميزهاى است از احترام، عنايت و توجه، معرفت و احساس مسئوليت. «١»
***
روشن است فرشتگان با اين صفات برجسته، ممتاز و مقام عبوديت خالص، هرگز دعوى خدائى نمىكنند، اما اگر فرضاً «كسى از آنها بگويد من معبودى غير از خدا هستم كيفر او را جهنم مىدهيم، آرى اين چنين ظالمان را كيفر خواهيم داد» «وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ».
در حقيقت دعوى الوهيت، يك مصداق روشن ظلم بر خويشتن و بر جامعه است و در قانون كلّى «كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ» درج است.
***