تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧
ضمناً، بايد به اين واقعيت توجه داشت كه: بسيارى از انقلابهاى راستين به دلائل مختلفى در آغاز، متّكى به فرد يا افراد مخصوصى است كه اگر پاى آنها از ميان برود، خطر بازگشت، انقلاب را تهديد مىكند، و به همين دليل، بايد كوشش كرد: هر چه زودتر معيارهاى انقلابى در عمق جامعه پياده شود، و مردم آن چنان ساخته شوند كه به هيچ وجه طوفانهاى ضد انقلاب آنها را تكان ندهد، و همچون كوه در مقابل هر حركت ارتجاعى بايستند.
يا به تعبير ديگر، اين يكى از وظائف رهبران راستين است كه معيارها را از خويش به جامعه منتقل كنند، و بدون شك، اين امر مهم، نياز به گذشت زمان نيز دارد، ولى بايد كوشيد اين زمان هر چه ممكن است كوتاهتر شود.
درباره اين كه سامرى كه بود؟ و سرنوشتش به كجا انجاميد؟ در آيات بعد به خواست خدا سخن خواهيم گفت.
***
٣- مراحل رهبرى
بدون شك، هارون در غياب موسى عليه السلام در انجام رسالت خويش، كمترين سستى به خرج نداد، ولى، جهالت مردم از يكسو، و رسوبات دوران رقيت و بردگى و بتپرستى در مصر از سوى ديگر، كوششهاى او را خنثى كرد.
او طبق آيات فوق، وظيفه خود را در چهار مرحله پياده نمود:
نخست، به آنها اعلام كرد: اين جريان يك خط انحرافى و يك ميدان آزمايش خطرناك براى همه شماست، تا مغزهاى خفته بيدار شود، و مردم به انديشه بنشينند و مهم همين بود (يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ).
مرحله دوم، اين بود كه: نعمتهاى گوناگون خداوند را، كه از بدو قيام موسى عليه السلام تا زمان نجات از چنگال فرعونيان، شامل حال بنى اسرائيل شده بود،