تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١
مىشود بر ايمانشان افزوده مىگردد».
در حقيقت، در آيه فوق اشاره به دو اصل از اصول مؤثر تعليم و تربيت شده است:
نخست، مسأله صراحت در بيان، رسا بودن عبارات و روشن و دلنشين بودن آنها.
و ديگر بيان مطالب در لباسهاى گوناگون كه موجب تكرار و ملالت نشود، و سبب نفوذ در دلها گردد.
***
آيه بعد، اضافه مىكند: «بلند مرتبه است خداوندى كه سلطان بر حق است» «فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ».
ممكن است ذكر كلمه «حَق» بعد از كلمه «مَلِك» به خاطر اين باشد كه مردم معمولًا از كلمه «مَلِك» (سلطان) خاطره بدى دارند، ظلم و ستم و خودكامگى از آن در ذهنشان تداعى مىشود، لذا بلافاصله مىفرمايد: «خداوند ملك بر حق است».
و از آنجا كه گاه پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر عشق به فراگيرى قرآن و حفظ آن براى مردم به هنگام دريافت وحى عجله مىكرد، و مهلت نمىداد «جبرئيل» سخن خود را كامل كند، در دنباله اين آيه چنين به او تذكر داده مىشود: «نسبت به قرآن پيش از آن كه وحى آن تمام شود، عجله مكن» «وَ لاتَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ».
«و بگو پروردگارا! علم مرا افزون كن» «وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً».
از بعضى ديگر از آيات قرآن نيز استفاده مىشود كه: پيامبر به هنگام نزول وحى شور مخصوصى داشت كه سبب مىشد براى دريافت وحى عجله كند