تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٦
بوده باشد، يعنى اگر كمى صبر كنيد: معجزات كافى به شما ارائه داده خواهد شد.
اين دو تفسير، منافاتى با هم ندارند؛ زيرا مشركان در هر دو قسمت عجله داشتند و خداوند هم هر دو را به آنها ارائه داد، هر چند تفسير اول نزديكتر به نظر مىرسد و با آيات بعد متناسبتر است.
***
باز انگشت روى يكى از تقاضاهاى عجولانه آنها گذاشته مىگويد: «آنها مىگويند: اين وعده قيامت اگر راست مىگوئيد كى فرا مىرسد»؟! «وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».
آنها با بىصبرى تمام، در انتظار قيام قيامت بودند، غافل از اين كه فرا رسيدن قيامت، همان، و بيچارگى و بدبختى تمام عيار آنها، همان، اما چه مىتوان كرد؟
انسان عجول حتى در راه بدبختى و نابودى خود نيز عجله مىكند.
تعبير به «إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» به صورت جمع (اگر راست مىگوئيد) با اين كه مخاطب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بود، به خاطر آن است كه پيروان راستين او را نيز در اين خطاب شركت داده شدهاند، و ضمناً مىخواستند بگويند: فرا نرسيدن قيامت دليل بر اين است كه همه شما دروغگو هستيد!
***
آيه بعد، به آنها پاسخ مىدهد، و مىگويد: «اگر كافران مىدانستند زمانى را كه نمىتوانند شعلههاى آتش را از صورت و پشت خود دور سازند، و هيچ كس به يارى آنها نخواهد شتافت، متوجه مىشدند كه آنچه به آنها وعده داده شده درست است و هرگز تعجيل در عذاب نمىكردند، و نمىگفتند: قيامت كى فرا مىرسد» «لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لايَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَ لا عَنْ ظُهُورِهِمْ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ».