تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٤
هم از اسرار عالم هستى، قوانين و نظامات حاكم بر آن آگاهيم، مىدانيم چگونه آنها را مىتوان تحت فرمان آورد، و هم از نتيجه و سرانجام اين كار، و به هر حال، همه چيز در برابر علم و قدرت ما خاضع و تسليم است.
جمله «وَ لِسُلَيْمانَ ...» عطف بر جمله «وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ» مىباشد يعنى قدرت ما چنان است كه گاهى كوهها را مسخر يكى از بندگان خود مىسازيم تا همراه او تسبيح گويند، و گاه بادها را تحت فرمان يكى از بندگان خويش قرار مىدهيم تا او را به هر جا ببرند.
واژه «عاصِفَة» به معنى تندباد، يا طوفان است، در حالى كه از بعضى ديگر از آيات قرآن استفاده مىشود بادهاى ملايم نيز به فرمان سليمان بود، چنان كه در سوره «ص» آيه ٣٦ مىخوانيم: فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ: «ما باد را به فرمان او قرار داديم كه نرم و آهسته، هر جا كه مىخواست حركت مىكرد».
البته تصريح به «عاصِفَه» (تندباد) در اينجا ممكن است به عنوان بيان فرد مهمتر باشد، يعنى نه تنها بادهاى ملايم بلكه طوفانهاى سخت نيز در فرمان او بودند؛ چرا كه دومى عجيبتر و اعجابانگيزتر است.
و نيز اين بادها تنها در مسير سرزمين مبارك (شام) كه قرارگاه سليمان بود در تسخير او نبودند بلكه طبق آيه ٣٦ سوره «ص» به هر جا كه مىخواست حركت مىكردند.
بنابراين تصريح به نام سرزمين مبارك، بيشتر به خاطر آن است كه مركز حكومت سليمان را تشكيل مىداد.
اما اين كه باد چگونه در اختيار او قرار داشت؟
با چه سرعتى حركت مىكرد؟