تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠
بخش اول: از آغاز نبوت و بعثت موسى و اولين جرقههاى وحى سخن گفته، و به تعبير ديگر، بحث از مدرسهاى است كوتاه مدت و پر محتوا كه موسى عليه السلام در آن «وادى مقدس» در آن بيابان تاريك و خلوت، دوره آن را گذراند.
بخش دوم: از دعوت موسى و برادرش هارون عليه السلام نسبت به فرعون و فرعونيان به آئين يكتاپرستى و سپس درگيرىهاى آنها با دشمنان سخن مىگويد.
بخش سوم: از خروج موسى عليه السلام و بنى اسرائيل از مصر و چگونگى نجات آنها از چنگال فرعون و فرعونيان و غرق شدن و هلاكت آنها بحث مىكند.
بخش چهارم: پيرامون گرايش تند انحرافى بنى اسرائيل از آئين توحيد به شرك و پذيرش وسوسههاى «سامرى» و مبارزه قاطع و شديد موسى عليه السلام با اين انحراف سخن مىگويد.
اكنون به آيات مورد بحث كه مربوط به بخش نخست است باز مىگرديم:
اين آيات، با تعبير لطيف و جذابى اين چنين مىگويد: «آيا خبر موسى به تو رسيده است»؟! «وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى».
بديهى است اين استفهام براى كسب خبر نيست، كه او از همه اسرار آگاه است، بلكه به تعبير معروف اين «استفهام تقريرى» و يا به تعبير ديگر استفهامى است كه مقدمه بيان يك خبر مهم است، همان گونه كه در زبان روزمره نيز هنگام شروع به يك خبر مهم مىگوئيم: آيا اين خبر را شنيدهاى كه ...؟
***
آنگاه مىگويد: «در آن زمان كه آتشى (از دور) مشاهده كرد و به خانواده خود گفت: اندكى مكث كنيد كه من آتشى ديدم (من به سراغ آن بروم) شايد