تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩
«گفت: پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى نصيب من شود، در حالى كه همسر من نازا است و من نيز از نظر سن و سال به حدّى رسيدهام كه فرتوت و افتاده شدهام» «قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيّاً».
«عاقِر» در اصل از واژه «عقر» به معنى «ريشه و اساس» يا به معنى «حبس» است، و اين كه: به زنان نازا «عاقر» مىگويند، به خاطر آن است كه كار آنها از نظر فرزند به پايان رسيده، يا اين كه تولد فرزند در آنها محبوس شده است.
«عِتِىّ» به معناى كسى است كه بر اثر طول زمان، اندامش خشكيده شده همان حالتى كه در سنين بسيار بالا براى انسان پيدا مىشود.
***
اما به زودى «زكريا» در پاسخ سؤالش اين پيام را از درگاه خداوند دريافت داشت: «فرمود: مطلب همين گونه است كه پروردگار تو گفته، و اين بر من آسان است» «قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ». «١»
اين مسأله عجيبى نيست كه از پيرمردى همچون تو و همسرى ظاهرا نازا فرزندى متولد شود «من تو را قبلًا آفريدم در حالى كه هيچ نبودى» «وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً».
خدائى كه توانائى دارد از هيچ، همه چيز بيافريند، چه جاى تعجب كه در اين سن و سال و اين شرائط، فرزندى به تو عنايت كند.
بدون شك، بشارت دهنده و گوينده سخن در آيه نخست، خداوند است،