تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
١٦ وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيّاً
١٧ فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيّاً
١٨ قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيّاً
١٩ قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِاهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيّاً
٢٠ قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيّاً
٢١ قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيّاً
ترجمه:
١٦- و در اين كتاب (آسمانى)، مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانوادهاش جدا شد، و در ناحيه شرقى (بيت المقدس) قرار گرفت.
١٧- و ميان خود و آنان حجابى افكند. در اين هنگام، ما روح خود را به سوى او فرستاديم؛ و او در شكل انسانى بىعيب و نقص، بر مريم ظاهر شد!
١٨- او (ترسيد و) گفت: «اگر پرهيزگارى، من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مىبرم»!
١٩- گفت: «من فرستاده پروردگار توام؛ (آمدهام) تا پسر پاكيزهاى به تو ببخشم»!
٢٠- گفت: «چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلودهاى هم نبودهام»!
٢١- گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است! (ما