تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١
«مؤمن» آمده است روشن مىشود، منظور از «مجرم» در اينجا، كافر است، به علاوه، استعمال اين كلمه به معنى كافر، در بسيارى از آيات قرآن نيز ديده مىشود.
مثلًا در مورد قوم «لوط» كه هرگز به پيامبرشان ايمان نياوردند مىخوانيم: وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ: «ما بارانى از سنگ بر آنها فرستاديم، ببين پايان كار مجرمان به كجا رسيد»؟. «١»
و در سوره «فرقان» آيه ٣١ مىخوانيم: وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ: «ما براى هر پيامبرى دشمنانى از مجرمان (كافران) قرار داديم».
***
٤- جبر محيط افسانه است؟
سرگذشت ساحران در آيات فوق، نشان داد كه: مسأله جبر محيط يك دروغ بيش نيست، انسان، فاعل مختار است و صاحب آزادى اراده، هر زمان تصميم بگيرد مىتواند مسير خود را از باطل به سوى حق تغيير دهد، هر چند تمام مردم محيط او غرق در گناه، و گرفتار انحراف باشند، ساحرانى كه ساليان دراز در آن محيط شركآلود، خود مرتكب شركآميزترين اعمال مىشدند به هنگامى كه تصميم گرفتند، حق را پذيرا شوند و در راه آن عاشقانه ايستادگى كنند، از هيچ تهديدى نترسيدند، و به هدف خود نائل شدند، و به گفته مفسر بزرگ مرحوم «طبرسى»: كانُوا أَوَّلَ النَّهارِ كُفَّاراً سَحَرَةً وَ آخِرَ النَّهارِ شُهَداءً بَرَرَةً!: «صبحگاهان كافر بودند و ساحر، اما شامگاهان شهيدان نيكوكار راه حق»! «٢»
و نيز از اينجا به خوبى روشن مىشود كه: افسانههاى مادىها و مخصوصاً