تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧
مگر عصا و مار عظيم هر دو در گذشتههاى دور از خاك گرفته نشدهاند؟
البته شايد ميليونها يا صدها ميليون سال طول كشيد كه از خاك، اين چنين موجوداتى به وجود آمد (و هيچ در اين مسأله تفاوتى نيست كه قائل به تكامل انواع باشيم و يا ثبوت انواع؛ چرا كه به هر حال، هم چوب درختان از خاك آفريده شدهاند و هم حيوانات).
منتها كار اعجاز در اين مورد بوده است كه آن مراحلى را كه مىبايست در طول ساليان دراز طى شود، در يك لحظه و در مدتى بسيار كوتاه، انجام داده است آيا چنين امرى محال به نظر مىرسد؟!
ممكن است شخصى كتاب قطورى را با دست در يك سال بنويسد، اما اگر كسى پيدا شود كه با اتكاء به اعجاز آن چنان سريع انجام دهد كه در يك ساعت يا كمتر از آن نوشته شود، اين محال عقلى نيست، اين خارق عادت است (دقت كنيد).
به هر حال، قضاوت عجولانه درباره معجزات و آنها را خداى ناكرده به خرافات نسبت دادن، دور از منطق و عقل است، تنها چيزى كه گاهى اين گونه افكار را به وجود مىآورد، اين است كه: ما به علل و معلول عادى خو گرفتهايم تا آنجا كه آنها را به صورت ضرورت تلقى مىكنيم، و هر چه خلاف آن باشد را مخالف ضرورت مىدانيم، در حالى كه شكل اين علل و معلول طبيعى و عادى هرگز جنبه ضرورت ندارد و هيچ مانعى ندارد عامل مافوق طبيعت، دگرگونىها در آنها ايجاد كند. «١»
***