تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥
خدايانى كه مىتوانند موجودات زنده را بيافرينند و در جهان پخش كنند»؟! «أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْا رْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ».
اين جمله در حقيقت، اشاره به اين است كه معبود بايد خالق باشد، مخصوصاً خالق حيات و زندگى كه روشنترين چهرههاى خلقت است، شبيه همان كه در آيه ٧٣ سوره «حج» مىخوانيم:
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ: «تمام معبودهائى را كه جز خدا مىخوانيد حتى قدرت ندارند مگسى بيافرينند هر چند دست به دست هم دهند و متحد شوند» با اين حال آنها چگونه شايسته پرستش هستند. «١»
تعبير به: آلِهَةً مِنَ الْا رْضِ: «خدايانى از زمين» اشاره به بتها و معبودهائى است كه از سنگ و چوب و مانند آن مىساختند، و حاكم بر آسمانها مىپنداشتند.
***
آيه بعد، يكى از دلائل روشن نفى «آلهه» و خدايان مشركان را به اين صورت بيان مىكند «اگر در آسمان و زمين، معبودها و خدايانى جز اللّه بود هر دو فاسد مىشدند و نظام جهان بر هم مىخورد» «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا».
«منزه و پاك است خداوند، پروردگار عرش، از توصيفى كه آنها مىكنند» «فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ».
اين نسبتهاى ناروا، و اين خدايان ساختگى و آلهه پندارى، اوهامى بيش نيستند و دامان كبريائى ذات پاك او با اين نسبتهاى ناروا آلوده نمىگردد.
***