تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
«منّ» يك نوع عسل طبيعى بوده كه در كوههاى مجاور آن بيابان وجود داشته، و يا شيرههاى نيروبخش مخصوص نباتى بوده كه در درختانى كه در گوشه و كنار آن بيابان مىروئيده آشكار مىگرديد.
و «سلوى» نوعى پرنده حلال گوشت شبيه به كبوتر بوده است.
براى توضيح بيشتر به جلد اول ذيل آيه فوق مراجعه فرمائيد.
***
در آيه بعد، به دنبال ذكر اين نعمتهاى سهگانه پر ارزش، آنها را چنين مخاطب مىسازد: «از روزىهاى پاكيزهاى كه به شما داديم بخوريد، ولى در آن طغيان نكنيد» «كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لاتَطْغَوْا فِيهِ».
طغيان در نعمتها آن است كه انسان به جاى اين كه: از آنها در راه اطاعت خدا و طريق سعادت خويش استفاده كند، آنها را وسيلهاى براى گناه، ناسپاسى، كفران و گردنكشى و اسرافكارى قرار دهد، همان گونه كه بنى اسرائيل چنين كردند، اين همه نعمتهاى الهى را دريافت داشتند و سپس راه كفر و طغيان و گناه را پيمودند.
و به دنبال آن، به آنها هشدار مىدهد: «اگر طغيان كنيد، غضب من دامان شما را خواهد گرفت» «فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي».
«و هر كس غضب من بر او وارد شود، سقوط مىكند» «وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى».
«هَوى» در اصل، به معنى سقوط كردن از بلندى است، كه معمولًا نتيجه آن، نابودى است، به علاوه، در اينجا اشاره به سقوط مقامى و دورى از قرب پروردگار و رانده شدن از درگاهش نيز مىباشد.
***