تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
تفسير:
به دنبال بحثى كه در آيات قبل، پيرامون ظالمان بىايمان شد، در آيات مورد بحث، گوشهاى از منطق و سرنوشت آنها را شرح مىدهد.
مىدانيم نخستين گروهى كه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ايمان آوردند، مستضعفان پاكدلى بودند كه دستشان از مال و منال دنيا تهى بود، همان گروه محروم و مظلومى كه آئينهاى الهى براى نجات آنان، از چنگال ظالمان و ستمگران آمده، مردان و زنان بلند همت و با ايمانى همچون بلال، سلمان، عمار، خَبّاب، سميه و امثال آنها.
از آنجا كه معيار ارزش در جامعه جاهلى آن زمان- همچون هر جامعه جاهلى ديگر- همان زر و زيور و پول و مقام و هيأت ظاهر بود، ثروتمندان ستمكار همچون «نضر بن حارث» و امثال وى، بر گروه مؤمنان فقير، فخرفروشى كرده، مىگفتند: نشانه شخصيت ما با ما است، و نشانه عدم شخصيت شما همان فقر و محروميتتان است!.
اين خود دليل بر حقانيت ما، و عدم حقانيت شما است!.
چنان كه قرآن در نخستين آيه مورد بحث، مىگويد: «هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده شود، كافران مغرور و ستمگر، به كسانى كه ايمان آوردهاند مىگويند: كدام يك از دو گروه ما و شما، جايگاهش بهتر، جلسات انس و مشورتش زيباتر، و بذل و بخشش او بيشتر است»؟ «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيّاً».
مخصوصاً در روايات اسلامى مىخوانيم: اين گروه اشرافى و مترف، زيباترين لباسهايشان را مىپوشيدند و زينت مىكردند، جلو ياران رسول اللّه صلى الله عليه و آله راه مىرفتند، و نگاه تحقير و تمسخرآميز به آنها مىكردند، آرى، اين