تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣
گوناگونى دارند:
١- بعضى گفتهاند: منظور اين است كه خدا تدريجاً از اراضى و سرزمينهاى مشركان مىكاهد و بر بلاد مسلمين مىافزايد.
اما با توجه به اين كه: اين سوره در «مكّه» نازل شده و در آن روز مسلمانان چنين فتوحاتى نداشتند، اين تفسير، مناسب به نظر نمىرسد.
٢- بعضى ديگر گفتهاند: منظور خراب شدن و ويرانى زمينها به طور تدريجى است.
٣- بعضى آن را اشاره به ساكنان زمين مىدانند.
٤- و بعضى خصوص دانشمندان و علماء را در اينجا ذكر كردهاند.
اما مناسبتر از همه اين است كه: منظور از زمين مردم سرزمينهاى مختلف جهان است، اقوام و افراد گوناگونى كه تدريجاً و دائماً به سوى ديار عدم مىشتابند و با زندگى دنيا وداع مىگويند، و به اين ترتيب دائماً از اطراف زمين كاسته مىشود.
در بعضى از روايات كه از امامان اهلبيت عليهم السلام نقل شده، اين آيه به مرگ علما و دانشمندان تفسير گرديده است، امام صادق عليه السلام مىفرمايد: نُقْصانُها ذَهابُ عالِمِها: «نقصان زمين به معنى فقدان دانشمندان است». «١»
البته مىدانيم اين روايات معمولًا براى بيان مصداقهاى روشن است، نه اين كه مفهوم آيه را منحصر در افراد خاصى كند.
و به اين ترتيب، آيه مىخواهد مرگ و مير تدريجى بزرگان و اقوام پر جمعيت و حتى دانشمندان را به عنوان يك درس عبرت، براى كافران مغرور و بىخبر بيان كند و به آنها نشان دهد: در مبارزه با خدا پيروزى براى آنها وجود ندارد.
***