تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
و از آنجا كه هميشه بايد هشدار و تهديد با تشويق و بشارت، همراه باشد تا نيروى خوف و رجا را كه عامل اصلى تكامل است يكسان برانگيزد، و درهاى بازگشت به روى توبهكاران را بگشايد، آيه بعد، چنين مىگويد: «من كسانى را كه توبه كنند، ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند و سپس هدايت يابند مىآمرزم» «وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى».
با توجه به اين كه: «غَفَّار» صيغه مبالغه است نشان مىدهد: خداوند چنين افراد را نه تنها يك بار كه بارها مشمول آمرزش خود قرار مىدهد.
قابل توجه اين كه: نخستين شرط توبه، بازگشت از گناه است، و بعد از آن كه صفحه روح انسان از اين آلودگى شستشو شد، شرط دوم آن است كه نور ايمان به خدا و توحيد بر آن بنشيند.
و در مرحله سوم، بايد شكوفههاى ايمان و توحيد كه اعمال صالح و كارهاى شايسته است بر شاخسار وجود انسان ظاهر گردد.
ولى در اينجا بر خلاف ساير آيات قرآن كه فقط از توبه و ايمان و عمل صالح سخن مىگويد، شرط چهارمى تحت عنوان «ثُمَّ اهْتَدى» اضافه شده است.
در معنى اين جمله، مفسران بحثهاى فراوانى دارند كه از ميان همه آنها دو تفسير، جالبتر به نظر مىرسد:
نخست اين كه: اشاره به ادامه دادن راه ايمان، تقوا و عمل صالح است، يعنى توبه، گذشته را مىشويد و باعث نجات مىشود، مشروط بر اين كه: بار ديگر شخص توبهكار، در همان دره شرك و گناه، سقوط نكند و دائماً مراقب باشد كه وسوسههاى شيطان و نفس او را به خط سابق باز نگرداند.
ديگر اين كه: اين جمله، اشاره به لزوم قبول ولايت و پذيرش رهبرى