تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
مىخواهم: سينهام را گشاده دارى، كارها را بر من آسان كنى، گره از زبانم بگشائى، تا سخنانم را درك كنند، براى من وزيرى از خاندانم قرار دهى، برادرم على عليه السلام را، خداوندا پشتم را با او محكم كن، و او را در كار من شريك گردان تا تو را بسيار تسبيح گوئيم، و تو را بسيار ياد كنيم كه تو به حال ما بصير و بينائى».
اين حديث را «سيوطى» در تفسير «درّ المنثور» و مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» و بسيارى ديگر از دانشمندان بزرگ سنى و شيعه با تفاوتهائى نقل كردهاند. «١»
مشابه اين حديث، حديث منزله است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: أَلا تَرْضى أَنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى، إِلَّا أَنَّهُ لَيْسَ نَبِىٌّ بَعْدِى:
«آيا راضى نيستى كه نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى باشى، جز اين كه پيامبرى بعد از من نخواهد بود».
اين حديث كه در كتب درجه اول اهل تسنن آمده، و به گفته «محدث بحرانى» (طبق نقل تفسير الميزان) در كتاب «غاية المرام» از يك صد طريق از طرق اهل سنت و هفتاد طريق از طرق شيعه نقل شده است، آن قدر معتبر مىباشد كه جاى هيچ گونه انكار ندارد.
ما درباره حديث منزلة، در جلد ششم تفسير «نمونه» ذيل آيه ١٤٢ «اعراف» (صفحه ٣٤٣) به قدر كافى بحث كردهايم.
اما آنچه ذكر آن را در اينجا ضرورى مىدانيم اين است كه: بعضى از مفسران (مانند آلوسى در روح المعانى) با قبول اصل روايت، در دلالت آن ايراد كرده، گفته است: جمله: وَ أَشْرِكْهُ فِى أَمْرِى: «او را شريك در كار من بنما» چيزى را جز شركت در امر ارشاد و دعوت مردم به سوى حق، اثبات نمىكند.