تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
در اين آيه، پس از بيان مهمترين اصل دعوت انبياء، كه مسأله توحيد است موضوع عبادت خداوند يگانه، به عنوان يك ثمره براى درخت ايمان و توحيد بيان شده، و به دنبال آن، دستور به نماز، يعنى بزرگترين عبادت و مهمترين پيوند خلق با خالق، و مؤثرترين راه براى فراموش نكردن ذات پاك او داده شده.
اين سه دستور، با فرمان رسالت كه در آيه قبل بود، و مسأله معاد كه در آيه بعد است يك مجموعه كامل و فشرده از اصول و فروع دين را بازگو مىكند كه با دستور به استقامت كه در آخرين آيات مورد بحث خواهد آمد، از هر نظر تكميل مىگردد.
***
و از آنجا كه بعد از ذكر «توحيد» و شاخ و برگهاى آن، دومين اصل اساسى مسأله «معاد» است در آيه بعد اضافه مىكند: «رستاخيز به طور قطع خواهد آمد، من مىخواهم آن را پنهان كنم، تا هر كس در برابر سعى و كوششهايش جزا ببيند» «إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى».
در اين جمله دو نكته است كه: بايد به آن توجه داشت: نخست اين كه:
جمله «أَكادُ أُخْفِيها» مفهومش آن است كه «نزديك» است من تاريخ قيام قيامت را مخفى دارم، و لازمه اين تعبير آن است كه مخفى نداشتهام، در حالى كه مىدانيم طبق صريح بسيارى از آيات قرآن، احدى از تاريخ قيامت آگاه نيست، چنان كه در آيه ١٨٧ سوره «اعراف» مىخوانيم: يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّى: «درباره قيامت از تو سؤال مىكنند، كه وقوع آن در چه زمانى است، بگو همانا علم آن مخصوص خدا است».
مفسران، براى پاسخ اين سؤال، به گفتگو پرداختهاند، بسيارى عقيده دارند تعبير فوق، يك نوع مبالغه است و مفهومش اين است كه: تاريخ شروع رستاخيز