تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
٨٤- عرض كرد: «پروردگارا! آنان در پى منند؛ و من به سوى تو شتاب كردم، تا از من خشنود شوى»!
٨٥- فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت»!
٨٦- موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت و گفت: «اى قوم من! مگر پروردگارتان وعده نيكوئى به شما نداد؟! آيا مدت جدائى من از شما به طول انجاميد، يا مىخواستيد غضب پروردگارتان بر شما نازل شود كه با وعده من مخالفت كرديد»؟!
٨٧- گفتند: «ما به ميل و اراده خود از وعده تو تخلّف نكرديم؛ بلكه مقدارى از زيورهاى قوم را كه با خود داشتيم افكنديم»! و سامرى اين چنين القاء كرد.
٨٨- و براى آنان مجسمه گوسالهاى كه صدائى همچون صداى گوساله (واقعى) داشت پديد آورد؛ و گفتند: «اين خداى شما، و خداى موسى است»! و او فراموش كرد.
٨٩- آيا نمىبينند كه (اين گوساله) هيچ پاسخى به آنان نمىدهد، و مالك هيچ گونه سود و زيانى براى آنها نيست؟!
٩٠- و پيش از آن، هارون به آنها گفته بود: «اى قوم من! شما به اين وسيله مورد آزمايش قرار گرفتهايد! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پيروى كنيد، و فرمانم را اطاعت نمائيد»!
٩١- ولى آنها گفتند: «ما همچنان گِردِ آن مىگرديم (و به پرستش گوساله ادامه مىدهيم) تا موسى به سوى ما بازگردد»!
تفسير:
غوغاى «سامرى»!
در اين آيات، فراز مهم ديگرى از زندگى موسى عليه السلام و بنى اسرائيل مطرح شده، و آن مربوط به رفتن موسى عليه السلام به اتفاق نمايندگان بنى اسرائيل به ميعادگاه