تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣
مفسران براى جلوگيرى از به وجود آمدن فرزندى كه پيشبينى كرده بودند از بنىاسرائيل برمىخيزد و دستگاه فرعون را درهم مىكوبد، دستور داده بود، پسران آنها را به قتل برسانند، و دختران را براى كنيزى و خدمتگزارى زنده نگهدارند.
طبعاً جاسوسان فرعون محلهها و خانههاى بنى اسرائيل را سخت زير نظر داشتند، و تولد فرزندان پسر را به دستگاه او اطلاع مىدادند، آنها نيز به سرعت براى نابود كردن آنان اقدام مىنمودند.
بعضى از مفسران گفتهاند: فرعون از يكسو، مىخواست قدرت بنى اسرائيل را در هم بشكند، و از سوى ديگر، مايل نبود نسل آنها به كلّى منقرض شود؛ چرا كه بردگان و بندگان آمادهاى براى او محسوب مىشدند، لذا دستور داده بود يك سال نوزادان آنها را زنده بگذارند، و يك سال پسران را از دم تيغ بگذرانند، اتفاقاً موسى عليه السلام در همان سال قتل عام فرزندان پسر متولد شد!
به هر حال، مادر احساس مىكند: جان نوزادش در خطر است و مخفى نگاه داشتن موقتى او مشكل را حل نخواهد كرد، در اين هنگام خدائى كه اين كودك را براى قيامى بزرگ نامزد كرده است، به قلب اين مادر الهام مىكند: او را از اين بعد به ما بسپار، و ببين چگونه او را حفظ خواهيم كرد؟ و به تو باز خواهيم گرداند؟
***
به قلب مادر موسى چنين الهام كرد: «او را در صندوقى بيفكن، و آن صندوق را به دريا بينداز»! «أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ».
«يَمّ» در اينجا به معنى رود عظيم «نيل» است كه بر اثر وسعت و آب فراوان گاهى دريا به آن اطلاق مىشود.