تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
برهان تمانع
دليلى كه براى توحيد و نفى آلهه در آيه فوق، آمده است، در عين سادگى و روشنى، يكى از براهين دقيق فلسفى در اين زمينه است كه دانشمندان از آن، به عنوان «برهان تمانع» ياد مىكنند، خلاصه اين برهان را چنين مىتوان بيان كرد:
بدون شك، نظام واحدى را در اين جهان حكمفرما مىبينيم، نظامى كه در همه جهات هماهنگ است، قوانينش ثابت و در آسمان و زمين جارى است، برنامههايش با هم منطبق، و اجزايش متناسب است.
اين هماهنگى قوانين و نظامات آفرينش حكايت از اين مىكند كه از مبدأ واحدى سرچشمه گرفته است؛ چرا كه اگر مبدأها متعدد بود و ارادهها مختلف، اين هماهنگى هرگز وجود نداشت و همان چيزى كه قرآن از آن تعبير به «فساد» مىكند در عالم به وضوح ديده مىشد.
ما اگر كمى اهل تحقيق و مطالعه باشيم، از بررسى يك كتاب به خوبى مىتوانيم بفهميم آن را يك نفر نوشته يا چند نفر؟ كتابى كه تأليف يك نفر است، از هماهنگى و انسجام مخصوص در ميان عبارات، جملهبندىها، تعبيرات مختلف، كنايات و اشارات، عناوين و تيترها، طرز ورود و خروج در بحثها برخوردار است، همه قسمتهايش يكپارچه و همصداست؛ چرا كه زائيده يك فكر و تراوش يك قلم است.
اما اگر دو يا چند نفر- هر چند همه، دانشمند، صميمى و داراى روح همكارى نزديك- هر كدام تأليف بخشى از آن را بر عهده گيرد، باز در اعماق عبارات، الفاظ و طرز بحثها، آثار اين دوگانگى و چندگانگى نمايان است.
دليل آن هم روشن است؛ زيرا دو نفر هر قدر همفكر و هم سليقه باشند بالاخره دو نفرند، اگر همه چيز آنها يكى بود، يك نفر مىشدند، بنابراين به طور