تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥
چرا پيامبر معجزهاى از سوى پروردگارش- آن چنان كه ما مىخواهيم- نمىآورد» «وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ».
بلافاصله به آنها پاسخ مىگويد: «آيا خبرهاى روشن اقوام پيشين كه در كتب آسمانى گذشته بوده است براى آنها نيامده»؟ (كه پىدرپى براى آوردن معجزات بهانهجوئى مىكردند و پس از مشاهده معجزات به كفر و انكار ادامه مىدادند و عذاب شديد الهى دامنشان را مىگرفت، آيا نمىدانند اگر اينها نيز همين راه را بپيمايند، همان سرنوشت در انتظارشان است) «أَ وَ لَمْتَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْا ولى».
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه: منظور از «بَيِّنَه» خود قرآن است كه بيانگر حقايق كتب آسمانى گذشته در سطحى عالىتر است، آيه فوق مىگويد:
اينها چرا معجزه مىطلبند و بهانهجوئى مىكنند، مگر همين قرآن با اين امتيازات بزرگ كه حاوى حقايق كتب آسمانى پيشين است براى آنها كافى نيست.
تفسير ديگرى نيز براى اين آيه گفته شده و آن اين كه: پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با اين كه درس نخوانده آن چنان كتاب روشن و آشكارى آورده كه با آنچه در متون كتب آسمانى بوده هماهنگ است، و اين خود نشانه بر اعجاز آن مىباشد.
به علاوه صفات پيامبر و كتابش با نشانههائى كه در كتب آسمانى پيشين آمده است، كاملًا تطبيق مىكند، و اين دليل حقانيت او است. «١»
***
به هر حال، اين بهانهجويان مردمى حقطلب نيستند بلكه دائماً در فكر بهانهگيرى تازهاى مىباشند حتى «اگر ما آنها را قبل از نزول اين قرآن، و آمدن