تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤
كرد، وحى الهى به او فرستاده شد كه صاحب اين قبر فرزند صالحى داشته است جادهاى را اصلاح كرده و يتيمى را پناه داده، خداوند او را به خاطر عمل فرزندش بخشيده است، سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ميراث خداوند بزرگ به بنده مؤمنش اين است كه: فرزندى به او بدهد كه بعد از وى مطيع فرمان خدا باشد.
پس از آن امام صادق عليه السلام به هنگام نقل اين حديث آيه مربوط به زكريا را تلاوت فرمود: «هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ». «١»
و اگر گفته شود: ظاهر كلمه «ارث» همان ارث اموال است در جواب خواهند گفت: اين ظهور قطعى نيست؛ چرا كه در قرآن كراراً در ارث معنوى استعمال شده است (مانند آيه ٣٢ سوره فاطر و آيه ٥٣ سوره مؤمن).
به علاوه، به فرض كه خلاف ظاهر باشد با وجود قرائن فوق، مشكلى نخواهد بود.
ولى طرفداران نظر اول، مىتوانند: اين استدلالات را پاسخ گويند كه مشغله فكرى زكريا پيامبر بزرگ الهى، مساله اموال به صورت يك مطلب شخصى نبود بلكه، به صورت يك منبع فساد يا صلاح براى جامعه بود؛ زيرا همان گونه كه در بالا گفته شد، هدايا و نذرهاى فراوانى براى احبار مىآوردند كه به دست زكريا سپرده مىشد، و شايد اموالى نيز از طرف همسرش كه از دودمان سليمان بود باقىمانده بود، بديهى است وجود يك شخص ناصالح در رأس آنها سبب مفاسد عظيمى مىشد و اين بود كه زكريا را نگران ساخت.
و اما صفات معنوى كه براى يحيى عليه السلام در اين آيات و آيات ديگر قرآن ذكر شده نه تنها منافاتى با اين مساله ندارد، بلكه، هماهنگ با آن است؛ چرا كه او مىخواست اين ثروت عظيم به دست يك مرد الهى بيفتد و از آن در مسير