تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥
تصديق پيامبران خدا است.
بعضى ديگر گفتهاند: «عهد» در اينجا به معنى شهادت به وحدانيت حق و بيزارى از كسانى است كه در برابر خدا پناهگاه و قدرتى قائلند و همچنين اميد نداشتن به غير «اللّه».
امام صادق عليه السلام در پاسخ يكى از دوستانش كه از تفسير آيه فوق سؤال كرد فرمود: مَنْ دانَ بِوِلايَةِ أَمِيْرِ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ الأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ الْعَهْدُ عِنْدَ اللَّهِ: «كسى كه به ولايت امير مؤمنان و امامان اهلبيت عليهم السلام بعد از او عقيده داشته باشد، آن عهد نزد خداست». «١»
در روايت ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: مَنْ أَدْخَلَ عَلى مُؤْمِنٍ سُرُوراً فَقَدْ سَرَّنِى وَ مَنْ سَرَّنِى فَقَدْ إِتَّخَذَ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً:
«كسى كه سرور و شادى در دل مؤمنى ايجاد كند، مرا مسرور كرده، و هر كس مرا مسرور كند، عهدى نزد خدا دارد». «٢»
در حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: محافظت بر عهد، همان محافظت بر نمازهاى پنجگانه است. «٣»
از بررسى روايات فوق كه در منابع مختلف اسلامى آمده، و همچنين كلمات مفسران بزرگ اسلام، چنين نتيجه مىگيريم كه: عهد نزد خدا- همان گونه كه از مفهوم لغوى آن استفاده مىشود- معنى وسيعى دارد كه، هر گونه رابطه با پروردگار، معرفت و اطاعت او، و همچنين ارتباط و پيوند با مكتب اولياى حق، و هر گونه عمل صالح در آن جمع است، هر چند در هر روايتى به بخشى از آن يا مصداق روشنى اشاره شده است.