تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠
و تعبير «خبائث» به صورت جمع، اشاره به اين است كه آنها علاوه بر عمل فوق العاده شنيع «لواط» كارهاى زشت و خبيث ديگرى نيز داشتند كه در جلد ٩ صفحه ١٩٧ به آن اشاره كردهايم.
و تعبير «فاسِقِين» بعد از «قوم سوء» ممكن است اشاره به اين باشد كه آنها هم از نظر قوانين الهى، مردمى فاسق بودند، و هم از نظر معيارهاى مردمى، حتى قطع نظر از دين و ايمان افرادى پست، پليد، آلوده و منحرف بودند.
***
سپس به آخرين موهبت الهى درباره «لوط» اشاره كرده مىگويد: «ما او را در رحمت خاص خويش داخل كرديم» «وَ أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا».
«چرا كه او از بندگان صالح بود» «إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ».
رحمت ويژه الهى، بىحساب به كسى داده نمىشود، اين شايستگى و صلاحيت لوط بود كه او را مستحق چنين رحمتى ساخت.
راستى چه كارى از اين مشكلتر، و چه برنامه اصلاحى از اين طاقتفرساتر كه انسان، مدتى طولانى در شهر و ديارى كه اين همه فساد و آلودگى دارد، بماند و دائماً به تبليغ و ارشاد مردم گمراه و منحرف بپردازد، و كارش به جائى برسد كه حتى بخواهند مزاحم ميهمانهاى او نيز بشوند، به راستى اين استقامت جز از پيامبران الهى و رهروان آنها ساخته نيست، چه كسى از ما مىتواند تحمل چنين شكنجههاى روحى جانكاهى را بكند؟!
***