تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤
تا حدّ زيادى جلوگيرى كند.
به علاوه همين وضع كوهها، حركات پوسته زمين را در مقابل جزر و مدّ ناشى از ماه به حداقل مىرساند.
از سوى ديگر اگر كوهها نبودند، سطح زمين همواره در معرض تندبادها قرار داشت و آرامشى در آن ديده نمىشد، همان گونه كه در كويرها و بيابانهاى خشك و سوزان چنين است.
آنگاه به نعمت ديگرى كه آن هم از نشانههاى عظمت او است، اشاره كرده مىگويد: «ما در لابلاى اين كوههاى عظيم، درهها و راههائى قرار داديم، تا آنها هدايت شوند و به مقصد برسند» «وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ».
به راستى اگر اين درهها و شكافها نبودند، سلسلههاى جبال عظيم موجود در زمين، مناطق مختلف را آن چنان از هم جدا مىكردند كه پيوندشان از همديگر به كلّى گسسته مىشد، و اين نشان مىدهد: همه اين پديدهها طبق برنامه و حسابى است.
***
و از آنجا كه آرامش زمين به تنهائى براى آرامش زندگى انسان كافى نيست بلكه بايد از طرف بالا نيز ايمنى داشته باشد، در آيه بعد اضافه مىكند: «ما آسمان را سقف محفوظى قرار داديم ولى آنها از آيات و نشانههاى توحيد كه در اين آسمان پهناور است روىگردانند» «وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ». «١»
منظور از آسمان در اينجا- همان گونه كه سابقاً هم گفتهايم- جوى است كه