تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢
آنها نيامد؟!
١٣٤- اگر ما آنان را پيش از آن (كه قرآن نازل شود) با عذابى هلاك مىكرديم، (در قيامت) مىگفتند: «پروردگارا! چرا پيامبرى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم، پيش از آن كه ذليل و رسوا شويم»؟!
١٣٥- بگو: «همه (ما و شما) در انتظاريم؛ (ما در انتظار وعده پيروزى، و شما در انتظار شكست ما!) پس انتظار بكشيد! اما به زودى مىدانيد چه كسى از اصحاب راه مستقيم، و چه كسى هدايت يافته است!
تفسير:
در اين آيات دستوراتى به پيامبر صلى الله عليه و آله داده شده اما منظور از آن عموم مسلمانان، و تكميلى است براى بحثى كه در زمينه «شكيبائى» در آيات گذشته خوانديم.
نخست مىگويد: «هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادى كه به گروههائى از آنها (كفار و مخالفان) دادهايم ميفكن» «وَ لاتَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ».
آرى «اين نعمتهاى ناپايدار شكوفههاى زندگى دنيا است» «زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا».
شكوفههائى كه زود مىشكفد، پژمرده مىشود، پرپر مىگردد و بر روى زمين مىريزد، و چند صباحى بيشتر پايدار نمىماند.
در عين حال «اينها همه، براى آن است كه ما آنان را با آن بيازمائيم» «لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ».
اما «آنچه پروردگارت به تو روزى داده بهتر و پايدارتر است» «وَ رِزْقُ رَبِّكَ