تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
لَمْنَجِدْ لَهُ عَزْماً».
در اين كه: منظور از اين «عهد»، كدام عهد است؟ بعضى گفتهاند: فرمان خدا دائر به نزديك نشدن به درخت ممنوع است، روايات متعددى نيز اين تفسير را تأئيد مىكند.
در حالى كه بعضى از مفسران احتمالات ديگرى دادهاند كه آنها را نيز مىتوان از شاخ و برگ اين معنى شمرد، مانند اخطار خداوند به آدم كه شيطان دشمن سرسخت او است و از او نبايد پيروى كند.
و اما «نسيان»، در اينجا مسلماً به معنى فراموشى مطلق نيست؛ زيرا در فراموشى مطلق، عتاب و ملامتى وجود ندارد، بلكه يا به معنى ترك كردن است همان گونه كه در تعبيرات روزمره به كسى كه به عهد خودش وفا نكرده مىگوئيم: گويا عهد خود را فراموش كردى، يعنى ترك كردن تو همانند يك فرد فراموشكار است.
و يا به معنى فراموشكارى هائى است كه به خاطر كم توجهى و به اصطلاح «ترك تحفظ» پيدا مىشود.
و منظور از «عزم» در اينجا تصميم و اراده محكمى است كه انسان را در برابر وسوسههاى نيرومند شيطان حفظ كند.
بدون شك آدم، مرتكب گناهى نشد، بلكه تنها ترك اولائى از او سر زد، يا به تعبير ديگر، دوران سكونت آدم در بهشت دوران تكليف نبود، بلكه يك دوران آزمايشى براى آماده شدن جهت زندگى در دنيا و پذيرش مسئوليت تكاليف بود.
به خصوص اين كه: نهى خداوند در اينجا جنبه ارشادى داشته؛ زيرا به او فرموده بود: اگر از درخت ممنوع بخورى، حتماً گرفتار زحمت فراوان خواهى