تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨
***
سرانجام روز موعود فرا رسيد، موسى عليه السلام در برابر انبوه جمعيت قرار گرفت، جمعيتى كه گروهى از آن ساحران بودند و تعداد آنها به گفته بعضى از مفسران ٧٢ نفر و به گفته بعضى ديگر به چهارصد نفر هم مىرسيد و بعضى ديگر نيز اعداد بزرگترى گفتهاند.
و گروهى از آنها، فرعون و اطرافيان او را تشكيل مىدادند و بالاخره گروه سوم كه اكثريت از آن تشكيل يافته بود، تودههاى تماشاچى مردم بودند.
موسى عليه السلام در اينجا رو به ساحران و يا فرعونيان و ساحران كرده «به آنان چنين گفت: واى بر شما، دروغ بر خدا نبنديد كه شما را با مجازات خود، نابود و ريشهكن خواهد ساخت» «قالَ لَهُمْ مُوسى وَيْلَكُمْ لاتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ».
«و شكست و نوميدى و خسران از آن آنهاست كه بر خدا دروغ مىبندند و به او نسبت باطل مىدهند» «وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى».
واضح است منظور موسى عليه السلام از افتراى بر خدا، آن است كه كسى يا چيزى را شريك او قرار داده، معجزات فرستاده خدا را به سحر نسبت دهند، و فرعون را معبود و اله خود بپندارند.
مسلماً كسى كه چنين دروغهائى را به خدا ببندد و با تمام قوا براى خاموش كردن نور حق بكوشد، خداوند چنين كسانى را بدون مجازات نخواهد گذارد.
***
اين سخن قاطع موسى عليه السلام كه هيچ شباهتى به سخن ساحران نداشت، بلكه آهنگش آهنگ دعوت همه پيامبران راستين بود، و از دل پاك موسى عليه السلام برخاسته بود، بر بعضى از دلها اثر گذاشت، و در ميان جمعيت، اختلاف افتاد.
بعضى طرفدار شدت عمل بودند، و بعضى به شك و ترديد افتادند و